رهبر نشوي تنها، من يار تو مي گردم
وز جرگه عشاقت سردار تو مي گردم
گر لشكر سفيانها از غرب به پا خيزد
در قحطي انسان ها عمار تو مي گردم
از طعنه اشعث ها خون است دلت مولا
تبدار غمت هستم بيمار تو مي گردم
با جرم ولاي تو برسردار آيم
مدح تو كنم بردار تمار تو مي گردم
اين من نه منم تنها، آيد زهمه آوا
رهبر نشوي تنها، من يار تو مي گردم